You are currently viewing ازحذف معاونیت تعلیمات اسلامی تا ایجاد وزارت تعلیمات اسلامی

ازحذف معاونیت تعلیمات اسلامی تا ایجاد وزارت تعلیمات اسلامی

                ازحذف معاونیت تعلیمات اسلامی تا ایجاد وزارت تعلیمات اسلامی

مبارزنویسنده: محمد عمر مبارز دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق ومعارف اسلامی

    در دنیای مدرن دریک نمای کلی حوزه های مدیریتی قوه مجریه به وزارت خانه ها، معاونت ها و ریاست ها و… دسته بندی گردیده است، تا برای شکوفاسازی قابلیت ها و بهره وری بیشتر به زندگی شهروندان کمک و مساعدت نماید، افغانستان همچون سایر کشور ها از این ساختار عقب نبوده است امروز در دنیا افزون  برداشتن ساختار حکومت، پاسخگو بودن دولت به ملت نیز مهم است ودر دنیای مدرن  عناصر پاسخگویی به نحو ساختاری عبارت از مصبوعات آزاد، سیستم سالم رای گیری و ساختار نمایندگی مستقل، تفکیک قوا به صورت عمیق و نفوذ قانونی رضایت و یا عدم رضایت شهروندان در فرایند تصمیم سازی و سیاست های دولت می باشد. مفهوم پاسخگویی دست کم در سه معنی تجلی می نماید و همه انتظار دارند که سه کنش را در او مشاهده کنند: نخست؛ سطحی ترین مفهوم پاسخگویی این است که تصمیمات و اقدامات خود را همراه دلیل و علل برای شهروندان به نحوه موجه و مدلل بیان کنند؛ پس حاکمان که از بیان دلایل و یا علت تصمیمات دولت،خود داری می کنند؛ حاکمان پاسخگو به حساب نمی آیند. دوم؛ فراگنی نکردن؛ یعنی اینکه دولت عواقب و پیامد های ناشی از تصمیمات خود را به گردن دیگران نیاندازد؛ پس دولتی که جسارت پذیرش عواقب و نتایج رفتار و سیاست های خود را نپذیرد، دولت پاسخگو نیست. سوم؛ دولت پاسخگو دولتی است که برای جبران خطاها و اشتباه خود تلاش می کند بنابراین دولت پاسخگو به اشتباهات خود ادامه نمی دهد.

با این مقدمه آیا واقعا دولت پاسخگو داشتیم و داریم؟ داشتن ساختار حکومت بدون تعهد و تخصص به این معنی است، که در این ساختار، هزاران دزد و اختلاس گر در کنار هم بدون مزاحمت، از سرمایه ملت حیف و میل می نمایند با آنکه مردم ما از هیچ کس خیر ندیدند ازحکومت های شاهی تا حکومت های دینی وحکومت های دموکراتیک فقط مردم قربانی میدهند، در افغانستان بعداز سقوط طالبان، گروهی با این طیف فکری بر قدرت تکیه زدند: «باور فقط به توانایی های افراد تحصیل کرده آمریکا وکشور های غربی»، «رشد کسانی که پشتکار در دنیال کردن اهداف آن داشته باشند»، «نگاه به مشکلات مردم از عینک خارجی ها»، «خانه نشین کردن آدم های باتجربه و به عوض آنها استخدام برخی  آدم های کم تجربه در سطوح مختلف» و «بنام های مختلف همچون موریانه، در برابر مبانی و پایه فکری مردم مقاومت می نمایند» وده ها مورد دیگر … البته تمام موارد فوق از آفتاب آشکار تر است تبین هرکدام اینها در حوصله این نوشته نمی گنجد ولی این مثال کافی است، رنگینه حمیدی در مصاحبه خود می گوید:«اگر مدیریت یک مکتب خصوصی را به من داده شود،خوب مدیریت می کنم» این آدم ظرفیت توانایی خود را صریح اعلام می نماید ولی چون سلطه و حکومت درمیان است، هزاران تحصیل کرده در خانه روزگزارانی می نمایند. بدون تردید تأثیر منفی این رویکرد خودکار آمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی مردم را نسبت به آینده را مضمحل ساخته است این طیف فکری چنین وانموده اند، کسانی که سایر تحصیل کرده ها، مهارت و توانمندی انجام کاری های مدیریتی را در موقعیت ها ویژه ندارند و استفاده از سایر تحصیل کرده ها  به مثابه امر ثانوی قرار داده شده است.در حالیکه مواجهه با چالش های زندگی جامعه افغانستان را کسانی خوب می دانند که افزون بر تحصیل، در متن این جامعه درد و رنج داشتن و نداشتن را در کنار این مردم نیز تجریه کرده اند و در مسیر سازگاری و کاربردی بودن هر طرح و پروژه شرایط وبستر جامعه دقیق تر درک می نماینداز میان صدها طرح و کار دولت، فقط در این جستار طرح حذف معاونت تعلیمات اسلامی از چهار چوب وزارت معارف بررسی می شود.

بحث حذف معاونت تعلیمات اسلامی و جابجایی آن غوغای بزرگی را در افغانستان برپا کرده، تقریبا اکثریت نمایندگاه  مجلس به دلیل حذف تعلیمات اسلامی از چهارچوب وزارت معارف از نامزد وزیر معارف انتقاد کردند و از همین جهت رأی اعتماد ندادند

اول: آیا واقعا دولت در طرح حذف معاونیت تعلیمات اسلامی از چوکات معارف، دلایل و شواهد موجه و متقن برای اهل تخصص وفن ارائه نموده است.

در یک نمای کلی برخی رفتارهای اشتباه رئیس جمهور در حوزه دین، اشتباه خواندن قرآن کریم توسط معاون رئیس جمهور، حدیث خوانی نامزد وزیر معارف و… انتظارات و مطالبات اجتماعی نشان می دهد که باید معاونت تعلیمات اسلامی به سطح یک وزارت ارتقاء داده شود؛ زیرا نبض جامعه نشان می هد، آنچه به عنوان ارزش فریاد شده از سوی مردم خاستگاه دین است و بیشترین مخالفت های گروه های دینی در این کشور نیز در برابر کسانی است، که از ارزش های دینی و تعلیمات آن بی خبر هستند، شاید این پیشنهاد به نظر عده ی ابتدائی باشد ولی اشتباه خواندن قرآن و حدیث از طرف مقامات حکومتی کمترین نتیجه اش باعث تقویت مورال و انگیزه جنگیدن گروه های افراطی در برابر نظام است ویکی از دلایل مهم  افراد بدبین و گروهها در برابر سیاست ها و برنامه های دولت این است که دولت گاهی به طور مستقیم و گاهی به طور غیر مستقیم در برابر آموزه های دینی قرار می گیرد.

بنابراین، به جای حذف معاونت تعلیمات اسلامی، وزارت تعلیمات اسلامی ایجاد گردد و دلایل ذیل به روشنی هدف اصلی از تاسیس وزارت تعلیمات اسلامی را  تبیین می نماید.

  1. بدون تردید افغانستان زیست بوم اسلامی است و از میان مردم، گروهی تعلیمات اسلامی را در غیر  ساختاری دولتی، در مدارس و حوزه های علمیه فرا می گیرند و بعد از ختم دوره ی تحصیل در مسجد، مدرسه، تکیه خانه و خانقاه ده ها و صد ها نفر پای منبر و کرسی تدریس شان می نشینند و سبک زندگی مردم را هدایت می کنند وبرای مردم فکر تولید می کنند و خاستگاه اکثر  اطلاعات دینی مردم  همین روحانیون هستند، ولی متأسفانه حکومت به این طیف بسیار بی مهر و کم مهر بوده، لذا می طلبد که حکومت، فعالیت روحانیون را  در حوزه آموزش وپرورش تحت عنوان و زارت تعلیمات اسلامی به رسمیت بشناسد.
  2. در مناطق دور دست افغانستان، بیشتر از مکاتب بازار مکتب خانه های مساجد و مدرسه ها گرم است و سنگرگیری دولت در برابر آنها زمینه رشد گروه های مخالف دولت را بیشتر می سازد، پس دولت با تأسیس وزارت تعلیمات اسلامی با این روش  بستر فراگیری روش های مدرن آموزشی را مساعد می سازد و حکومت آتش احساسات دینی را در مردم سرد‌ می کند.
  3. افغانستان جامعه اسلامی است، بهترین مدارس دینی، دارالتحفیظ ها، مساجد و تکیه خانه ها از هزینه تجار و خیرین مسلمان ساخته می شود، اگر دولت از بودجه وزارت تعلیمات اسلامی در کنار مردم در ساخت ها شریک و همراه مردم اقدام نماید، افزون بر اینکه نگاه مردم به دولت عوض می شود، بلکه کلانترین دست آورد برای دولت نیز شمرده می شود
  1. ساختار نصاب درسی با هزینه دولت؛ همان گونه در مکاتب مضامین گوناگون و مختلف تدریس می شود در مدارس خصوصی نیز مضامین متنوع خوانده می شود، پس تدوین کتب و جزوات درسی در راستای تعالیم دین به شکل مدرن آموزشی نیاز مبرم است و ساختن نصاب  درسی، خودش یک تشکیلات کلان می خواهد، که فقط در حوصله یک وزارت می گنجد.
  2. برخی گروه های اسلام گرا حذف اخلاق و دین از نهاد آموزشی کشور را علت اساسی و ضعیت نابسامان آموزش و پرورش کشور می‌دانند، طالبان و سایر گروه های مخالف دولت که بیشتر فارغ مدارس دینی هستند باید اسناد های شان ارزیابی شود تا در چوکات دولت کار نمایند و چون از یک طرف نباید بدون مدرک تحصیلی کسی به دولت کار کند و از طرف دیگر طالبان این مدارک را ندارند ونیز سن و سال شان ایجاب نمی کند، که دراین سن وسال درس بخوانند، بهترین راه معقول این است که از طریق وزارت تعلیمات اسلامی آزمون مقاطع تحصیلی را به صورت شفاف و معیاری سپری نمایند، و در این مقطع زمانی که خبر های خوش از آمدن گروه های مسلح در چارچوکات دولت است،به عوض حذف معاونت تعلیمات اسلامی به سطح وزارت ارتقاء داده می شد.
  3. باتوجه به اینکه کار وزارت معارف زیاد است، اگر معاونیت تعلیمات اسلامی به وزارت تعلیمات اسلامی ارتقاء داده شود، قطعا بیشتر از برخی وزرات ها از قبیل و زارت مهاجرین و عودت کنندگان، وزارت مبارزه با مواد مخدر، وزارت اقوام و قبایل کار و فعالیت خواهد داشت.

دوم: آیا دولت، پاسخگوی عواقب و نتایج تصمیم های خود می باشد، یاخیر؟ یافراگنی می کند؟ به یاد دارید، زمانی که یک خبر نگار رئیس جمهور را نقد نمود، رئیس جمهور تمام دانشجویان را بی سواد و نا فهم خطاب نمود و به سادگی طفره رفت به فرض بی سواد بودن دانشجویان افغانستان، در حالیکه باسواد زیاد داریم، آقای رئیس دولت منشأ بی سوادی نتایج کنار گذاشن آدم های باسواد از وزارت معارف به وسیله شما باشد، انتظار این است که معیار باید سوادی، تحصیل ودانش باشد نه تحصیل در فلان کشوری که شما علاقه مندش هستید، ممکن تحصیل کرده های خود افغانستان کار آمد تر از دیگران باشد.

این واکنش دوگانه انگاری چیزی جز گریز از پاسخگو بودن نیست، دولت پاسخگو دولتی است، که جسارت پذیرش عواقب نتایج رفتار و سیاست های خود را داشته باشد، همان طوریکه خارجی خواندن زبان فارسی نمایانگر فارسی ستیز است به همین منوال طرح حذف معاونت تعلیمات اسلامی و طرح  خواندن مکتب تا صنف سوم در مسجد نشان دهنده، دانش ستیز می باشد بدون تردید در اجرای همچون طرح های خام دولت مرتکب ده ها اشتباه و خطا می شود، آسانترین آن است که زمینه دست رسی تعدادی را برای  کد91  مساعد می سازید در این صورت ملیون ها افغانی بابت انتقال و جابجایی آن از بیت المال مردم حیف ومیل می شود.پیش فرض اساسی یک ساختار اساسی پاسخگو این است که: اولا: رضایت، ارزیابی و پذیرش مردم، اعتبار داده شود وباید به آن توجه شود؛ ثانیا: شجاعت پذیرش شگست و ناکار آمدی خود را داشته باشد؛ ثالثا: در درون خود از نوعی فرهنگ شرم برخور دار باشد؛ تا اکنون نشان میدهد که وزیر معارف بابت این طرح از طرف نمایندگان رأی مورد اعتماد نگرفت، پس اصرار بر اجرای آن بازی با اراده وخرد قاطبه ی ملت افغانستان است. نمایندگان مجلس از آن رو نماینده مردم هستند که اولا توسط مردم انتخاب شده اند وثانیا در طول دوره وکالت هرچه تصمیم می گیرند، اراده ملت است وعملا می خواهند که در کاهش رنج جامعه وافزایش حس شادکامی وخوشبختی  مردم کمک نمایند،پس دولت پاسخگو دولتی است که به حرف نمایندگان ملت اتهمام می ورزد.

سوم: دولت پاسخگو، خطاهای خود را درک می کند و در خصوص تصمیم های سیاستی خود عذر خواهی می کنند و مجددا آن را ادامه نمی دهند، جبران خطا، لازمه ی دولت اخلاقی و پاسخگو است، دولت مردان قوی دنیا بارها از رفتار های خود معذرت خواهی نموده اند و حتی  مقامات و مستندنشیان قدرت، با استعفاء و کنار رفتن از مقام خویش، نشان داده اند، که عاقبت اشتباه خود را بر دوش می گیرند، چه اشتباهی بزرگتر از این است که روزانه جان دها هم وطن ما در این سر زمین گرفته می شود، هیچ سنگی از سنگ تکان نمی خورد. به همین منوال طرح حذف معاونت تعلیمات اسلامی سر آغاز پرسش های زیادی است، دولت باید اگر برای کاستن زخم های درد ناک زندگی مردم دارویی ندارد، این چنین جراحت زخم ها را بیشتر نکند و اگر مهارت سامان بخشیدن به زندگی مردم را ندارد و از عواقب آن ناآگاه وغافل است، دست کم مهارت سکوت کردن را بیاموزد.

عالمان سیاست پاسخگویی اربابان قدرت را یکی از مهمترین عناصر بنادین نظام های دموکراتیک می دانند، میزان پاسخگویی منطبق است با سلسه مراتب قدرت؛ یعنی هرشخص به اندازه اختیاری که دارد، به همان میزان باید پاسخگوی رفتار و گردارش باشد و درپی جبران خطای خود باشد ولی متأسفانه در این حکومت نه خطاست و نه جبران خطا وجود دارد.

با احترم محمد عمر مبارز

 

 

این پست دارای 3 نظر است

  1. خلیل الرحمن سائد

    باسلام وعرض احترام؛ دوست عزیز مبارزصاحب! قلمت رسا باد؛ انصافا این خاست عامه ملت ما هست. به امید عملی شدن .

  2. وسیم شیرزی

    با تشکر فراوان از جوان با درک و جسور ( مبارز صاحب) بند با نظر شما موافق بوده و در کشور ما که یک کشور اسلامی است باید ما برای رشد و بهتر و بیشتر دینی و اسلامی وزارت داشته باشیم و در راس ان علمای واقعی گماشته شود.

  3. محمد جاوید قادری

    خیلی عالی

دیدگاهتان را بنویسید